ساقيامي ده که مدهوشم کند بي خبر از حال و بيهوشم کن ساقيا درد من را درمان نما جرعه اي مي در دل ودر جان نما ساقيا محتاج درمان توام در سراي دل نگهبان توام ساقيا درمان دردم دست توست اين دل بشکسته ام درشصت توست ساقيا پيمانه ايرا لبريز کن هر چه دا ري در دهان سرريز کن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت توسط مینا |
دست عشق از دامن دل دور باد میتوان ایا به دل دستور داد؟ میتوان ایا به دریا حکم کرد که دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را ایا توان فرمود:ایست؟ باد را فرمود:باید ایستاد؟ انکه دستور زبان عشق را بی گزاره در نهاد ما نهاد 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت توسط مینا |
انسان که در روز در پرتو خورشید تلاش میکند ویا شب در پرتو چراغ کاری انجام میدهد به همه چیز توجه دارد جر به انچه پرتو افشانی میکند که اگر پرتو افشانی او نبود همه حرکتها متوقف و همه جنب و جوش راکد میشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت توسط مینا |
اگر قبرستان جایی است که مردگان را در آن به خاک سپرده اند پس ما قبرستان نشینان عادات و روزمرگی ها کی راه به معنای زندگی هست . اگر مقصد پرواز است قفس ویران بهتر. پرستویی که مقصد را در کوچ میابد از ویرانی لانه اش نمی هراسد. سید مرتضی اوینی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت توسط مینا |
زخمها لاله باغ بدنش را بردند نيزهها بر عطشش قهقهه سر مىدادند خندهها خطبه گرم دهنش را بردند اين عطش يوسف معصوم كدامين مصر است كه روى نيزه بوى پيرهنش را بردند تا كه معلوم نگردد ز كجا مىآيد اهل صحراى تجرّد كفنش را بردند دشنه ها دوروبر پيكر او حلقه زدند حلقه ها نقش عقيق يمنش را بردند چهره ها يا همه زردند وَ يا نيلى رنگ شعله ها سبزى رنگ چمنش را بردند بت پرستان ز هراس تبر ابراهيم جمع گشته تبر بت شكنش را بردند بادها سينه زنان زودتر از خواهر او تا مدينه خبر سوختنش را بردند يوسف، آهسته بگوئيد نميرد يعقوب گرگها زوزه كشان پيرهنش را بردند
بادها عطر خوش سيبِ تنش را بردند
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت توسط مینا |
چشمانم را میبندم کربلا را میبینم سوارانی را میبینم که شمشیر میزنند. پیکرهای پاکی را میبینم که در خون خود می غلتند. سرهای جدا شده را روی نیزه ها میبینم. دلم به درد می اید. خیمه های به اتش کشیده را میبینم. سوارانی را میبینم که زنان را به این سو و ان سو میکشند. چشمان سرخ اسمان را میبینم. خوب میشنوم صدای ناله ی زینب را صدای شیون زنان را صدای به هم خوردن شمشیر را صدای شیهه اسب را و صدای گریه کربلا را چشمانم را باز میکنم. کربلا را میبینم. چشمان کودکی که بر پیکر مادرش میگرید میبینم یاد می اورم چشمان رقیه را پیکرهای پاک بی نشان را میبینم. مادرانی را میبینم که بر پیکر فرزندشان بوسه میزنندوبا چشمانی اشکبار انان را بدرقه میکنند. خانه های فروریخته را میبینم. سربازانی را میبینم که بی هیچ وجدانی میکشند وکودکی را با سنگی در دست در برابر گلوله و توپ دلم به درد می اید. خوب میشنوم ناله زنان و مردان را یاد می اورم ناله های زینب را خوب میشنوم صدای گلوله را صدای توپ را کربلا را در فلسطین و عراق میبینم . کربلا تکرار میشود. کربلای مدرن با همان درد با همان سوز در افغانستان در لبنان درفلسطین وانجا که حقی پایمال شود. دلم به درد می اید یاد میکنم مختار را یاد می اورم قائم را یاد می اورم منتقم حسین و حسینیان را ارام میشوم او می اید او می اید او می اید او می اید او می اید او می اید 
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت توسط مینا |
دست هايي كه ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند كه دانه هاي تسبيح را مي گردانند. اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز. شکست ها پله هاي نردبان موفقيت هستند کسي که از اولين شکست مايوس مي شود لياقت توفيق ندارد . امام علي (ع) زندگي کوشش است آن لحظه که دست از کوشش برداريم مرگ آغاز مي شود. فقط کسي اصلا اشتباه نمي کند که هيچ کار انجام ندهد. بودا : آن كه خوشي خود را در رنج ديگران بجويد ، هر گز روي خوشي نمي بيند . خدا را چنان پرستش كن كه گويي او را مي بيني و بدان اگر تو او را نمي بيني، او تو را مي بيند.
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت توسط مینا |
تویه این مرثیه امشب، جایه اسمت نقطه چینه طرح ساده ی نگات ،دفتر خاطره هات، مثه سایه روی خاک افتاده بی تو از گریه پرم، لحظه ها رو میشمرم اسمون بی تو پر از فریاده اسمون بغضتو بشکن، اون دیگه برنمیگرده نفسای گرمش امشب ،همنقس با خاک سرده قاب عکست روبه رومه، دارم از نفس میافتم، باورم نمیشه اما من برات مرثیه گفتم اسمون بغضتو بشکن اون دیگه برنمیگرده نفسای گرمش امشب ،همنقس با خاک سرده
کی میتونه جای اسمت ،توی شعره من بشینه
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت توسط مینا |
| ||||||