تبليغاتX
روانه با روان من

شب است

شبي آرام و باران خورده و تاريک

کنار شهر بي غم خفته غمگين کلبه اي مهجور

فغانهاي سگي ولگرد مي آيد به گوش از دور

به کرداري که گويي مي شود نزديک

درون کومه اي کز سقف پيرش مي تراود گاه و بيگه قطره هايي زرد

زني با کودکش خوابيده در آرامشي دلخواه

دود بر چهره ي او گاه لبخندي

که گويد داستان از باغ رؤياي خوش آيندي

نشسته شوهرش بيدار ، مي گويد به خود در ساکت پر درد

گذشت امروز ، فردا را چه بايد کرد ؟

کنار دخمه ي غمگين

سگي با استخواني خشک سرگرم است

دو عابر در سکوت کوچه مي گويند و مي خندند

دل و سرشان به مي ، يا گرمي انگيزي دگر گرم است

شب است

شبي بيرحم و روح آسوده ، اما با سحر نزديک

نمي گريد دگر در دخمه سقف پير

و ليکن چون شکست استخواني خشک

به دندان سگي بيمار و از جان سير

زني در خواب مي گريد

نشسته شوهرش بيدار

خيالش خسته ، چشمش تار

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت توسط مینا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

تو که یک گوشه ی چشمت
غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و
مرا غم ببرد


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

دی 1388

آبان 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386



پیوندها

كوه درد
سایت آثار فریدون مشیری
تنهاترینم من
خدایا شکرت
هیچستان
اسیر شب
شاعر تنها
خاک بهشت
آدم و حوا
آوار
سیاه سفید
هلیا
بارانی ها
همه چیز در این کلبه
وبلاگی برای خدا
ایران دخت
دانلود بهترين آهنگ هاي ايراني


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !


Omide-Khaste.Blogfa