اين روزا هر جا كه ميري بوي عيد مياد بوي بهار .امسالم خوب يا بد گذشت واسه من كه خوب نبود اميدوارم
سال بعد ديگه اينطوري نباشه .
خدايا ازت ميخوام كه همه سال خوبيو شروع كنن.دل همه شاد باشه .
اميدوارم شب عيدي هيچ مريضي رو تخت بيمارستونا نمونه و همه كنار خانواده هاشون باشن.
خيليا سال پيش عيد كنارمون بودن ولي امسال نيستن خدايا ازت ميخوام به اونا يه عيدي خاص و ويژه بدي.
من خيلي اين شعرو دوس دارم واسه همين گذاشتم تا شما هم بخونيد.واسه همتون سال خوشي و آرزو ميكنم.
بهار بهار
بهار بهار
صدا همون صدا بود
صداي شاخه ها و ريشه ها بود
بهار بهار
چه اسم آشنايي ؟
صدات مياد ... اما خودت کجايي
وابکنيم پنجره ها رو يا نه ؟
تازه کنيم خاطره ها رو يا نه ؟
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با يه بغل جوونه
عيد آورد از تو کوچه تو خونه
حياط ما يه غربيل
باغچه ما يه گلدون
خونه ما هميشه
منتظر يه مهمون
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار بهار يه مهمون قديمي
يه آشناي ساده و صميمي
يه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خيال همه بچه ها بود
آخ ... که چه زود قلک عيديامون
وقتي شکست باهاش شکست دلامون
بهار اومد برفارو نقطه چين کرد
خنده به دلمردگي زمين کرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
من و با حسي ديگه آشنا کرد
يه حرف يه حرف ، حرفاي من کتاب شد
حيف که همش سوال بي جواب شد
دروغ نگم ، هنوز دلم جوون بود
که صب تا شب دنبال آب و نون بود
محمد علی بهمنی
+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت توسط مینا |
| ||||||