روانه با روان من
پرسش (من کيم و يا چى ام )
من در برابر آينهء تاريخ، ايستاده با شمعى در قلب بى خورشيدى در چشم، مى پرسم آينه چرا تاريک است؟ یدالله کریمی
من
در برابر آينهء تاريخ،
ايستاده
با شمعى در قلب
بى خورشيدى در چشم،
مى پرسم
آينه چرا تاريک است؟
یدالله کریمی
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت توسط مینا |
تو که یک گوشه ی چشمتغم عالم ببردحیف باشد که تو باشی ومرا غم ببرد
كوه درد سایت آثار فریدون مشیری تنهاترینم من خدایا شکرت هیچستان اسیر شب شاعر تنها خاک بهشت آدم و حوا آوار سیاه سفید هلیا بارانی ها همه چیز در این کلبه وبلاگی برای خدا ایران دخت دانلود بهترين آهنگ هاي ايراني
RSS
Omide-Khaste.Blogfa